آخرين باري که دلت سوخت

انجمنهای تخصصی سایت سجاد -> گپ و گفتگوی آزاد

نویسنده: Sajjadمحل سکونت: اهواز پستتاریخ: چهار‌شنبه 29 خرداد 1387 - 20:53    عنوان:  آخرين باري که دلت سوخت

ظهر چهارشنبه چند هفته پیش بود؛ همراه با دوستم براي ناهار به رستوران رفته بوديم

سفارش غذا داديم و منتظر بوديم ... در همين حين يه آقاي حدود 47-50 ساله اومد کنارمون و از دوستم خاست تا براش يه sms بفرسته چون خودش بلد نبود!

متن sms ي که مي خاست بفرسته اين بود: "اگه مايل به جدايي هستي که هيچي ولي اگه مايل به جدايي نيستي يه زنگ بزن"
جالب اين بود که شماره تلفن رو روي يک دستمال کاغذي يادداشت کرده بود!!

... sms فرستاده شد ، مدتي گذشت، ما هم ناهارمون رو خورديم...

موقع رفتن شد ، نگاهم به اون مَرده افتاد که سر ميزش بجاي خوردن ناهار در حال گريه کردن بود! ، دلم براش سوخت
بعدا پشيمون شدم که چرا نرفتم دلداريش بدم !

--

اين ماجرا باعث شد تا اين تاپيک رو باز کنم
اگه براي شما هم اتفاق افتاده که از موضوعي ناراحت شده باشيد يا دلتون به رحم اومده باشه و يا دلتون به حال کسي سوخته باشه در اين تاپيک عنوان کنيد
مرسي

نویسنده: fatiمحل سکونت: تهران پستتاریخ: جمعه 31 خرداد 1387 - 00:00    عنوان:  

آخرین باری که دلم سوخت همین امشب بود .

رفته بودیم عروسی ولی چه عروسی؟! داماد خواهر نداشت هیچ کس هم نبود مجلس رو

براشون گرم کنه . خدایی دلم براش سوخت . مجبور شدیم ما به جای محرماش براش مجلس رو

گرم کنیم متعجب نیشخند

نویسنده: مریممحل سکونت: قم پستتاریخ: جمعه 1 شهریور 1387 - 18:27    عنوان:  

من دلم زیاد نمیسوزه

الای یکی ر دیدم خورد زمین یکیمی دلم سوخت بوس



انجمنهای تخصصی سایت سجاد -> گپ و گفتگوی آزاد

تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند

صفحه 1 از 1