يک روز يک اصفهاني به پسرش ميگه بابا برو در خونه همسايه و اره انها رو بگير پسر ميره و مياد ميگه بابا نداد بابا ميگه محترمانه بگو پسر ميره و محترمانه ميگه و بعد مياد ميگه بابا نداد بابا باز ميگه اين دفعه برو خواهش کن پسر ميره و بعد مياد ميگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره نداريم و بعد بابا ميگه که عجب مردم خسيسي نميخواد برو اره خودمونو از تو انباري ور دار بياررررررررر
فحش هاي ترکا: 1 از جلو چشمام خفه شو 2 کثافت مرض 3 پاتو از رو بوق بردار 4 گردن درازي مي کني؟ 5 زبون کلفت
دلم بدجور هواي دستها ت رو کرده. لحظه شماري مي کنم براي اون لحظه که حقت رو کف دستت بذارم
از ترکه مي پرسن پرنده ها چرا زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن؟ ميگه: اخه پياده خيلي راهه
از ماه گذشته کنکور در قزوين ادامه دارد...............هنوز داوطلبان جرات نکردن دفترچه سوالات را از روي زمين بردارند
جديدترين رمان عشقي انتشارات قزوين منتشر شد: (خسرو و فرهاد)
ترکه با خره شطرنج بازي مي کرده يکي مي رسه مي گه عجب خر باهوشيه هاااااااا ترکه مي گه نه بابا زيادم باهوش نيست تازه يک يکيم
پدر زن رو به دامادش کرد و گفت: پسرجان؛ من به دخترم جهيزيه کافي و سرمايه قابلي مي دهم. تو در مقبلش به او چه مي دهي؟ داماد با خجالت گفت: من هم رسيد مي دهم......!
زني به وکيل خود گفت: اين شوهر من، مردي خشن، بد اخلاق،دروغگو،حسود، خودخواه و مردم آزار است.
وکيل: خب؛ چرا از او طلاق نمي گيري؟
زن: طلاق؟! توقع داريد بعد از اين همه سال زندگي مشترک و آزاري که به من رسانده؛ خوشبختش کنم...؟!!!! _________________
پسرا !!! _________________
میخوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت , با اینکه خیلی خستم بگزرم از گناهت
آخه تو عزیزه قصه هامی آخه تو شعره روی لبامی
آخه جونه تو بسته به جونم اگه بری دیگه نمیتونم
آخه اسمه تو رو که میارم میشی همه ی دارو ندارم
از چی میترسی تو مهربونم من که رو عشقه تو موندگارم
دو تا ديوونه مي رسن به هم، اولي به دومي مي گه: اگه چراغ قوه رو روشن کنم، از نورش مي ري بالا؟ دومي مي گه: فکر کردي من ديوونم؟ که برم بالا، تو چراغ قوه رو خامو ش کني و من بيفتم پايين و بميرم _________________ « به گلها سلام مرا برسان »
غضنفر داشته دنده عقب با ماشين از كوه مي رفته بالا بهش می گن چرا دنده عقب ميری مي گه اخه می ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتی مي خواسته پايين بياد باز می بينن داره دنده عقب می ياد می گن الان چرا دنده عقب می يای می گه آخه بالای كوه جا بود تونستم دور بزنم
غضنفر چربی داشته میره دکتر، دکتر بهش میگه روزی ۴ کیلومتر باید بدوی... بعد از چند روز غضنفر زنگ میزنه به دکتر میگه: رسیدم لب مرز، چیکار کنم؟
به لره می گن عروسی پسرت كی هست؟ میگه: این دوشنبه نه، چهارشنبه بعدی
يک اصفهاني چايي مياره براي مهموناش ولي قند نمي ياره مي گه به قند بالاي يخچال نگاه کنيد و چاي بخوريد يه بچه اي ميرد تو بهر قنده اصفهانيه ميزنه پشت کله پسره مي گه: من گفتم چاي با قند بخور نه چاي شيرين
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه : قبلی1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9, 10بعدی
صفحه 9 از 10
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید