باز دوباره اون چشمات بارونیه ، وای بر من
باز دوبار تویه سینت غمه که زندونیه ، وای بر من
من می خواستم ارزوهاتو بسازم اما کشتم ، وای بر من
بگو جز بدی ز حالت من چه کردم ، وای بر من
اگه نفرینم کنی تو ، می دونم بازم کمه
پشت اون خنده ی نازت می دونم که ماتمه
می دونم نمی تونی تو از نگام دل بکنی
پشت این عاشق ظالم حرفای بد بزنی
ارزوی هر روز من همیشه با تو بودنه
قلبه تویه سینه من ، به یاد چشمات می زنه
ترانه تموم می شه طعنه به قصه می زنه
اسم تو که می رسه باز قافیه پر می زنه
باز دوباره اون چشمات بارونیه ، وای بر من
باز دوبار تویه سینت غمه که زندونیه ، وای بر من
من می خواستم ارزوهاتو بسازم اما کشتم ، وای بر من
بگو جز بدی ز حالت من چه کردم ، وای بر من