گرگه داشته شل شل راه ميرفته. ازش ميپرسن چي شده؟ ميگه رفتم دم خونه شنگول و منگول و حبه انگور. بعد گفتم منم منم مادرتون. از بخت بد باباهه خونه بود حرف مار رو هم باور كرد!
يه رشتيه با خانمش توي خيابون رد مي شه يه موتوري با سرعت مي آيد خانمش روبلند مي كنه وايميسه نگاهش مي كند. مردم مي گويند . چرا؟ نگاهش مي كني ميگه او را ولش كن شتاب موتور راببين
فردی وارد مغازه حیوان فروشی شد و از فروشنده درخواست یک میمون کرد . فروشنده به اولین میمون اشاره کرد و گفت :" قیمت این میمون 500 دلاره " .
مرد :" چرا انقدر گران ؟"
فروشنده : " خوب ، این میمون بلده با کامپیوتر کار کنه !"
مرد دربارۀ میمون دوم میپرسه .
فروشنده :" قیمت این یکی 1000 دلاره چون علاوه بر کارهایی که میمون اول انجام میده با سیستم لینوکس هم آشنایی کامل داره و اما میمون سومی ، قیمتش 2000 دلاره "
مرد :" چه خبره ؟ این یکی دیگه چه کاری انجام میده ؟ "
فروشنده : " راستش رو بگم ، من هیچوقت ندیدم کاری انجام بده ، ولی اون دوتای دیگه صداش میزنند : رئیس !" _________________ صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه قبلی1, 2, 3
صفحه 3 از 3
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید