اون کبابارو که سمیرا نمی خواد بده به خودم من می دونم چه کارشون کنم ! _________________ هر وقت تو واقعا چیزی رو بخوای همه دنیا هم دست می شوند تا تو به اون برسی
آقا سجاد نوشته :من فکر کردم جدي گفتي سميراااا
کباب گرفتم ، حالا چي کارشون کنم!؟ تو که مي گي شوخي کردم! حالا کبابا موندن! اي بابا خرج مي تراشي واسه آدم
اولا درست دردنكنه
دومم : ببينم شما هنوز مطلبو تا آخر نخوندي چه طور رفتي كباب گرفتي
مريم خانوم نوشته :اون کبابارو که سمیرا نمی خواد بده به خودم من می دونم چه کارشون کنم
آقا سجاد نوشته : بي خيال بابا
حالا ما يه چيزي گفتيم
بي خيال مريم جان اين آقايون هميشه همنجوري ميگن
به قول مامان من به حرف اين آقايون نبايد هيچ گوش داد اين گوشت در اين گوشت دروازه
مامان من اين توصيه رو به من كرد منم به شما مي كنم
در كل آقا سجاد دستت درد نكنه انشالله يه فرصت ديگه مزاحم ميشيم
يك موقعه از حرف من دلگير نشي _________________ شبي از پشت يک تاريکي غمناک و باراني تو را با لهجه گلهاي نيلوفري صدا کردم. تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم . پس از يک جستجوي نقره اي در کوچه هاي آبي احساس تو را از بين گلهايي که در تنهاييم روئيد با حسرت جدا کردم .
آقا سجاد نوشته :من فکر کردم جدي گفتي سميراااا
کباب گرفتم ، حالا چي کارشون کنم!؟ تو که مي گي شوخي کردم! حالا کبابا موندن! اي بابا خرج مي تراشي واسه آدم
اولا درست دردنكنه
دومم : ببينم شما هنوز مطلبو تا آخر نخوندي چه طور رفتي كباب گرفتي
مريم خانوم نوشته :اون کبابارو که سمیرا نمی خواد بده به خودم من می دونم چه کارشون کنم
آقا سجاد نوشته : بي خيال بابا
حالا ما يه چيزي گفتيم
بي خيال مريم جان اين آقايون هميشه همنجوري ميگن
به قول مامان من به حرف اين آقايون نبايد هيچ گوش داد اين گوشت در اين گوشت دروازه
مامان من اين توصيه رو به من كرد منم به شما مي كنم
در كل آقا سجاد دستت درد نكنه انشالله يه فرصت ديگه مزاحم ميشيم
يك موقعه از حرف من دلگير نشي
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه قبلی1, 2
صفحه 2 از 2
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید