قابل شما رو نداشت _________________
میخوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت , با اینکه خیلی خستم بگزرم از گناهت
آخه تو عزیزه قصه هامی آخه تو شعره روی لبامی
آخه جونه تو بسته به جونم اگه بری دیگه نمیتونم
آخه اسمه تو رو که میارم میشی همه ی دارو ندارم
از چی میترسی تو مهربونم من که رو عشقه تو موندگارم
الان که خوبه هر کدوم واسه خودتن راحتین
بی خیال ازدواج
الان خوبه
فردا خوبه
پس فردا خوبه
روز بعدش خوبه..........
اصلا ازدواج نکنین زندگی خیلی خوبه!
__________________
به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستید یک شمع روشن کنید
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه قبلی1, 2, 3, 4
صفحه 4 از 4
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید