دوش دیدم که ملاﺋک درمیخانه زدند ........... گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
د _________________ گرمی دست تو را دست اگر میفهمید
تا ابد دلشده در دست تو سکنی میکرد
دل اگر قطره ای از بوی تو را حس میکرد
لااقل صد گل از این شاخه تمنا میکرد
چشم کز دیدن خواب تو هم عاجز ماندست
زندگی روی تو را کاش تمنا میکرد
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنی
قفسم برده به باغی و دلم شاد کنی _________________ ღفردا و دیروز با هم دست به یکی کردند دیروز با خاطراتش ماروفریب داد فردا هم با وعده هایش ما رو خواب کرد.....وقتی چشم باز کردیم امروز گذشته بود....ღ
ماه بالای سر آّبادی است
اهل آبادی در خواب
روی این مهتابی خشت غربت را می بویم
باغ همسایه چراغش روشن
من چراغم خاموش
ماه تابیده به بشقاب خیار به لبه کوزه ی آب....
(سهراب)
ب بدین _________________ ღفردا و دیروز با هم دست به یکی کردند دیروز با خاطراتش ماروفریب داد فردا هم با وعده هایش ما رو خواب کرد.....وقتی چشم باز کردیم امروز گذشته بود....ღ
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه : قبلی1, 2, 3, 4 ... 25, 26, 27بعدی
صفحه 3 از 27
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید