تاریخ: سهشنبه 25 بهمن 1384 - 02:10 عنوان: خانه ای از شن ومه
سرهنگ امير مسعود بهراني ويلايي در يک حراج مي خرد تا خانه اي از آن خود در آمريکا داشته باشد ، اما اين خانه متعلق به کتي بوده است و او که سرانجام از بازپس گرفتن آن نااميد مي شود از يک پليس به نام لستر کمک مي گيرد ، لستر ،بهراني و پسرش اسماعيل را به زور اسلحه با خود مي برد تا خانه را به کتي پس بدهند اما در يک لحظه اسماعيل اسلحه را از وي مي گيرد ولي توسط پليس هاي ديگر به قتل مي رسد.به اين ترتيب سرهنگ بهراني نيز راه چاره را در خودکشي خود و همسرش مي بيندخانه اي از ماسه و مه ، روايتي ست از جامعه آمريکايي در برخورد با بيگانگان و بيش از آن در مواجهه با شيوه زندگي آمريکايي (Americna Life Style) از همين روست که شايد يکي از قابل تامل ترين آثار سينماي مستقل آمريکا در سال هاي اخير باشد.
آغاز فيلم با فلش بک و فاجعه اي که مخاطب هنوز به درستي از آن خبرندارد کنايه اي ست از وضعيت فاجعه باري که اغلب ساکنان آمريکا از آن بي خبر ند؛ درخانه اي سهيم شده اند بي آنکه بدانند که پايه هاي اين خانه تا چه حد سست و بي ثبات است.
فيلم همچنين نقدي ست صريح و تلخ بر " روياي آمريکايي " (Amercian Dream) ، رويايي که بيش از همه مهاجران را به خيال تثبيت موقعيت و يافتن هويتي نوين در جامعه اي اسکيزوفرنيک گرفتار مي کند..
از اين قرار فيلم (که بيش از همه مديون نول آندره دوبوس سوم است ) نقبي به ناخودآگاه آمريکايي براي ترسيم مفهوم " خانه/ هويت " مي زند؛سرهنگ رژيم شاه امير مسعود بهراني به ندرت فارسي صحبت مي کند و در حالي که روز و شبش را در کارهاي پست مي گذراند در مجتمعي لوکس زندگي مي کند تا تئوکراسي و اصالت طبقاتي ايراني خود را به رخ بکشد( صحنه عروسي مجلل دخترش بلافاصله به صحنه هاي کارکردن وي در کنار کارگران خدمات شهري پيوند مي خورد) کتي با از دست رفتن خانه ناگهان خود را در خلا مي بيند و در پس حامي تازه اي مي گردد . سرانجام در چرخه بحران به الکل و سرانجام خودکشي مي رسد ، لستر پس از روبرو شدن با کتي در پي بناي خانه و زندگي نويني بر مي آيد و با اشتباهات مکررش در مواجهه با مهاجر مغرور ايراني هر بار بيشتر راه بازگشت را بر روي خودش مي بندد تا سرانجام ناچار به رويارويي با صاحبان تازه خانه ميشودو هنگامي که در پايان شکست خورده و فروپاشيده در آخرين لحظه به خانه خودش زنگ مي زند،صداي ضبط شده اعضاي خانه ش در پيام گير بر ويراني و تنهايي او تاکيد مي کند.
اگر چه فيلم فراتر از مهاجرت به مفهوم " هويت اجتماعي" مي پردازد، اما به دليل مطرح شدن پرسوناژ هاي ايراني از اين نظر نيز قابل بررسي ست. اين فيلم در کنار چند فيلمي که به موضوع ايرانيان مهاجر به گونه اي گذرا اشاره کرده بودند شايد اولين فيلم مستقل هاليوود باشد که درون مايه اصلي خود را بر روي ايرانيان مهاجر متمرکز کرده است.
با وجود آن که به نظر مي رسد علت انتخاب مليت ايراني با توجه به اين که ايرانيان يکي از پرشمارترين جوامع مهاجر هستند ، قابل درک است اما برخي اشتباهات در متن نوول که به فيلم نيز راه يافته است ،پذيرش مفاهيم فرهنگي و اجتماعي مرتبط با فيلم را براي جامعه ايراني کمي مشکل مي کند.
اولين مشکل روايت ، زمان است. در حالي که فيلم به زمان واقعه اشاره صريحي نمي کند اما با فرض زمان حال براي فيلم ، در اين صورت اصولا برخي از گره گاههاي دراماتيک فيلم زير سوال مي رود؛زيرا در حالي که حدود بيست و پنج سال از انقلاب گذشته است و حاکميت آمريکا نيز پذيراي عوامل رژيم شاه بوده است اصولا ترس و واهمه خانواده سرهنگ از بازگردانده شدن به ايران بيمورد است.( بگذريم از ديالوگ غريب اسماعيل و پدرش که سرهنگ به وي اطمينان مي دهد که ساواکي نبوده است اما با مخالفان رژيم شاه مبارزه مي کرده است !) به اين ترتيب با مقايسه دگرديسي نسل اول و دوم مهاجران ايراني در ربع قرن گذشته در آمريکا و سنت گرايي خانواده بهراني به نظر مي رسد درک اين رفتار و مقاومت فرهنگي ( که از قرار تم جنبي فرعي براي افزودن بر تضاد دراماتيک بوده است) کمي مشکل است. زيرا به نظر مي رسد که روند آمريکايي شدن نسل مهاجران ايراني در آمريکا به سرعت طي شده است و تغيير نام يکي از اولين هاست(علي به آل، فاطي به فيت، سکينه به سکي، اصغر به اسي و... بدل شده اند!) بنابراين کنش ناگهاني و خشم آلود اسماعيل ( که انتخاب نامي هوشمندانه بوده است ) در برابر لستر مهاجم که نام وي را اشتباه تلفظ مي کند با اين قياس کمي متفاوت جلوه ميکند. برخي ديگر از جزئيات فرهنگي نيز گاه با فرهنگ ايراني همخواني چنداني ندارند( حتي بيشتر ديالوگهاي شهره آغداشلو در واقع قارسي نيستند بلکه ترجمه شده از انگليسي به فارسي هستند مثلا در فارسي متداول به جاي پوشيدن کلاه در انگليسي از کلاه به سر کردن استفاده مي شود). اما واقعيت اين است که ايراني بودن اين مهاجر تنها يک اتفاق بوده است ( و البته لازم بوده است تا خصلت هاي متعارض ، غرور و در عين حال حق به جانب بودن اين مهاجرين مورد تاکيد قرار گيرد) بنابراين بحراني که فيلم به آن اشاره مي کند اجازه سهيم شدن در روياي آمريکايي براي تازه واردين است.
درخشان ترين بازي فيلم طبعا در فيلمي که تکيه بسياري بر شخصيت پردازي دارد از آن جنيفر کنلي (ذهن زيبا، رکوئيم براي يک رويا ) است که در اين فيلم بار ديگر قابليت هاي بازي سمپاتيک خود را نمايان مي سازد و به خوبي تشديد نورزهاي کتي را بازتاب مي دهد تا آن جا که وقتي خود براي باز يافتن احساس مالکيت مغبون مي بيندو خود را در پايان راه مي يابد،پناه وي خانواده اي هستند که تا پيش از آن او آن ها را مهاجم و غصب کننده تصور مي کرد.طبعا براي پرلمن که پيش از اين سابقه توليد ويدئو کليپ داشته است فضا سازي و ميزانسن هاي متناسب با اين فضاي وهم آلود از اهميت زيادي برخوردار بوده است و روايت سينمايي موفق از روي يک کتاب پرفروش آينده وي را تضمين خواهد کرد.
خانه اي از ماسه و مه بازنمايانگر اليناسيون و چند پاره شدن مفهوم " من" اجتماعي نيز هست ، اما روياي آمريکايي هنوز کابوس هاي مخاطب را بر مي آشوبد.
در باره کارگردان:
متولد 1963 کيف، اکراين.پس از مدتي اقامت در اسرائيل و ايتاليا ،تحصيلاتش را در رشته سينما در تورنتو ادامه داده و سپس به آمريکا رفته است ،گذشته از کارگرداني تعدادي ويدئو کليپ و تيزرهاي تبليغاتي ،کار هاي قبلي ش توليد چند قسمت از سريال هاي تلويزيوني بوده است و " خانه اي از ماسه و مه " اولين کار سينمايي او محسوب مي شود.
_________________ وقتي صدايت کردم فرياد که زدم کلاغ ها همه از روي درختان پريدند مي گويند کلاغ شوم است اسم تو شور بود يا صداي من؟!!!
کسی این فیلم رو دیدی اول فیلم تو عروسی اندی خواننده عروسیه . _________________ وقتي صدايت کردم فرياد که زدم کلاغ ها همه از روي درختان پريدند مي گويند کلاغ شوم است اسم تو شور بود يا صداي من؟!!!
بله شهرا اغداشلو که یه بازیگر ایرانی هست برای این فیلم کاندید جیزه اسکار برای نقش دوم زن شد که البته به خاطر کاندید شده او فروش فیلم بالا رفت . فیلمیه که ارزش دیدن داره چون در مورده ماست . _________________ وقتي صدايت کردم فرياد که زدم کلاغ ها همه از روي درختان پريدند مي گويند کلاغ شوم است اسم تو شور بود يا صداي من؟!!!
بله شهرا اغداشلو که یه بازیگر ایرانی هست برای این فیلم کاندید جیزه اسکار برای نقش دوم زن شد که البته به خاطر کاندید شده او فروش فیلم بالا رفت . فیلمیه که ارزش دیدن داره چون در مورده ماست .
تو ویدئو کلوپ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! _________________ وقتي صدايت کردم فرياد که زدم کلاغ ها همه از روي درختان پريدند مي گويند کلاغ شوم است اسم تو شور بود يا صداي من؟!!!
شهره اغداشلو داره یه فیلم دیگه بازی می کنه که تو اون با کیونو ریوز بازیگر ماتریکس هم بازیه _________________ وقتي صدايت کردم فرياد که زدم کلاغ ها همه از روي درختان پريدند مي گويند کلاغ شوم است اسم تو شور بود يا صداي من؟!!!
من اين فيلمو ديدم فيلمه جالبيه
ولي از خوده اين شهره آغداشلو خوشم نمياد _________________
میخوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت , با اینکه خیلی خستم بگزرم از گناهت
آخه تو عزیزه قصه هامی آخه تو شعره روی لبامی
آخه جونه تو بسته به جونم اگه بری دیگه نمیتونم
آخه اسمه تو رو که میارم میشی همه ی دارو ندارم
از چی میترسی تو مهربونم من که رو عشقه تو موندگارم
چرا از شهره خوشت نمی یاد؟ _________________ وقتي صدايت کردم فرياد که زدم کلاغ ها همه از روي درختان پريدند مي گويند کلاغ شوم است اسم تو شور بود يا صداي من؟!!!
چون وطن فروشه
تو مصاحبه هاي خارجي
گفته 99٪ ايراني ها و مسلمانها تروريتند :-w _________________
میخوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت , با اینکه خیلی خستم بگزرم از گناهت
آخه تو عزیزه قصه هامی آخه تو شعره روی لبامی
آخه جونه تو بسته به جونم اگه بری دیگه نمیتونم
آخه اسمه تو رو که میارم میشی همه ی دارو ندارم
از چی میترسی تو مهربونم من که رو عشقه تو موندگارم
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه 1, 2بعدی
صفحه 1 از 2
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید