farimah
کاربر قديمي


عضو شده در: 5 بهمن 1386
پست: 700

امتیاز: 771 دادن امتیاز [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 4 مرداد 1387 - 02:51 عنوان: جشن امردادگان |
|
|
جشن امرداد در ستایش و گرامی داشت امشاسپند امُرداد برگزار ميشود.
واژهي امرداد در پارسي اوستایی اَمِرتات ameretat و در پارسي پهلوی اَمرداد است.
amordad
واژهی امرتات، از سه بخش درست شده است:
(اَ + مَر + تات). بخش نخست، اَ در زبان پارسي پیشوند نايش (نفی) است،
بخش دوم، مَر از ریشهی كنشي (مصدری) به چم مرگ
و بخش سوم، تات پسوند رسایی و تندرستي است،
و رويهم رفته به چم (معنی) بیمرگی و جاودانگی است.
يادآوري ميشود كه امرداد هم ريشه با واژهي انگليسي Immortal است.
این نام در اوستا، به ویژه گاتها فروزهاي (صفتي) است برای اهورامزدا،
نماد جاودانگي و پایندگی او.
امرداد در باورهای ایرانی در جهان گيتيك (فيزيكي) نگهبان
و سرپرست گیاهان و روييدنيها است
و از همين روي با خرداد در كنار هم جای دارند،
چون رسايي يا هُردات (كمال) و پايداري در جهان مينُوي از آن این دو امشاسپند است.
از این روی این جشن را بیشتر در دامن نهاد يا پرهام (طبیعت)، برپا میكردند
نياكان ما در اين روز به به باغ ها و كشتزارها ی خرم و دلنشين مي رفتند
و پس از نيايش به درگاه اهورامزدا و در پی آيينها ايي اين جشن را
با شادی و فرخندگي در هوای پاك برگزار مي كردند.
يادآوری میشود كه زرتشتيان يا نياكان ما شيفته نهاد (طبيعت) بودند
و هميشه در چپيرهي (جامعه) آنان نهاد از جايگاه والا و پر ارجی برخوردار بود
و در نگهداشتن آن بسيار كوشا بودند.
در آيين زرتشت نهاد بخشی از اهورامزدا است
و پاداش كسی كه در نگهبانی جانوران،
نهاد و آبادانی آن می كوشد از هزارها بار نيايش بيشتر است.
كوتاه سخن اشو زرتشت میگويد:
آسيب رساندن به نهاد برابر با ناسزا گفتن به آفرينندهی آن است.
گووشزد:
همانگونه كه گفته شد واژهي امرداد به چم (معنی) بی مرگی است
و اگر { اَ } آن را كه پيشوند نايش (نفی) است برداريم،
به مرداد به چم ديو نيستی و مرگ دگرگون ميشود.
شوربختانه در گاهنامهي (تقویم) امروز ايران
به ناداني و بدون آگاهي به جای ماه امرداد،
ماه مرداد بكار گرفته ميشود، كه اين شايسته نيست.
از همين روی زيباست اگر به جای واژه ماه مرداد،
واژه ماه امرداد را زين پس بكار گيريم.
امرداد مه است سخت خرم مَی نوش پیاپی و دمادم
برای سره نويسی از واژه نامه های زير ياري گرفته شده است:
واژه ياب، فرهنگ برابرهای پارسي واژگان بيگانه،
در سه پوشينه (جلد)، از ابولقاسم پرتو، انتشارات اساطير
فرهنگ نامهی پارسی آريا از ج. دانشيار، انتشارات فرهنگ مردم
_________________
صداي قلبت مي آيد آن را مي شنوم |
|