Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - موش بخوردت!(طنز)
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » سرگرمی و طنز

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
موش بخوردت!(طنز) رفتن به صفحه 1, 2  بعدی
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 4 خرداد 1386 - 17:57    عنوان:  موش بخوردت!(طنز) پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا


يكي بود يكي نبود، غير از خدا هيچ كس نبود.
دختري بود در ولايت غربت كه هر چيزي مي گفت و هر چيزي مي خواست همان موقع اتفاق مي افتاد يا آرزويش برآورده مي شد.
مثلاً‌ اگر مي گفت: «الان برق مي رود» همان موقع برق مي رفت يا اگر مي گفت «كاش ملاي مكتب مريض شود» همان وقت ملاي مكتب مريض مي شد.
باري اين دختر كم كم بزرگ شد و به سن جواني رسيد. يك روز داشت در خيابان راه مي رفت، چشمش افتاد به يك پسري كه در زيبايي و ملاحت سر آمد همه جوانان بود. (خوانندگان عزيز، اين تعريف و تمجيدها را زياد جدي نگيرند. بنده نگارنده ـ اگر حمل به تعريف از خود نشود ـ معتقد است حسن و جمالي كه خداوند عالميان به اين بنده كمترين عنايت كرده است، صد مرتبه بيشتر از حسن و جمال تمامي جوانان عالم است. با كمال تواضع، بنده نگارنده.) باري تا چشم دختر به جوان افتاد، با خودش گفت: «كاش اين پسر، عاشق من شود و به خواستگاري‌ام بيايد.» از آنجا كه آن دختر هر آرزويي مي كرد، فوراً‌ برآورده مي شد، از قضاي روزگار، پسر هم في الفور عاشق دختر شد و همان وسط خيابان آمد به خواستگاري.
دختر گفت:«من حرفي ندارم ولي تو بايد اول چند خواسته مرا برآورده كني.» پسر گفت اي محبوب شيرين كار، شما جان بخواه.» دختر كه توي دلش قند آب مي شد، گفت: «اول اين كه بايد برايم يك جفت شاخ غول بياوري.» پسر گفت: «به روي چشم. همين الساعه.» و به راه افتاد دختر در دلش آرزو كرد كه «كاش همين الان يك جفت شاخ غول پيدا كند و بياورد.» هنوز آرزويش را كاملاً‌ نگفته بود كه يك دفعه پسر با دو تا شاخ غول برگشت.
دختر گفت: «حالا شرط دوم. و آن اينست كه بروي دو تا كاغذ پيدا كني كه وقتي آنها را به هم بمالي، آتش بگيرد.» پسر به راه افتاد و دختر كه داشت از شوق و ذوق ديوانه مي شد، در دلش آرزو كرد كه پسر زودتر آن دو كاغذ را پيدا كند. هنوز مشغول آرزو بود كه پسر با دو تا روزنامه «...» و «...» (از ذکر نام آنها معذورم) برگشت.
دختر كه داشت طاقتش طاق مي شد و دلش نمي خواست باز هم پسر را جايي بفرستد، اين دفعه يك شرط راحت تر گذاشت و گفت: «شرط آخر اين است كه با كف دستت راه بروي» پسر كه در اين كارها ورزيده بود و نيازي به آرزوي دختر نداشت، فوري معلق زد و شروع كرد با كفِ دست راه رفتن، در عين حال هر شيرين كاري ديگري هم كه بلد بود ضميمه خواسته دختر كرد.
دختر كه از ديدن شيرين كاري پسر، كلي ذوق زده شده بود و غش غش مي خنديد بنا كرد به تشويق پسر و گفت: «آفرين، هاهاها … خيلي بانمكي … هاهاها … موش بخوردِت… »
هنوز اين حرف ها كاملاً از دهن دختر بيرون نيامده بود كه يك دفعه، يك موش از گوشه خيابان آمد جلو و پسر را خورد!
ما از اين داستان نتيچه مي گيريم كه آدم بايد در وقت شيرين كاري، مواظب موش هاي كوچه و خيابان باشد!
قصه ما به سر رسيد غلاغه به خونه‌ش نرسيد!

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
تشکرها از این تاپیک
hasan از این تاپیک تشکر میکنم 
aLaLe
مدیر"موزیک"،"سینما"و"گرافیک"
مدیر


عضو شده در: 22 بهمن 1384
پست: 872
محل سکونت: San Francisco iran.gif


امتیاز: 481
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 5 خرداد 1386 - 16:12    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

ما از اين داستان نتيچه مي گيريم كه آدم بايد در وقت شيرين كاري، مواظب موش هاي كوچه و خيابان باشد!

لوس چه ربطی داره؟

_________________

میخوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت , با اینکه خیلی خستم بگزرم از گناهت
آخه تو عزیزه قصه هامی آخه تو شعره روی لبامی
آخه جونه تو بسته به جونم اگه بری دیگه نمیتونم
آخه اسمه تو رو که میارم میشی همه ی دارو ندارم
از چی میترسی تو مهربونم من که رو عشقه تو موندگارم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
Sajjad
ناظر سايت
ناظر سايت


عضو شده در: 17 دی 1384
پست: 6031
محل سکونت: اهواز iran.gif


امتیاز: 3184
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 10 خرداد 1386 - 05:51    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

جالب و بی مزه بود ولی در حد طنز خوب بود
_________________

آخرين پستهاي انجمن
<< قوانين و شرايط استفاده از انجمنها >>
<< لطفا سعي کنيد به انجمنهاي مشابه اينجا نريد >>
<< روش ديدن نامه هاي جديد >>
<< کد آخرين ارسالهاي انجمنهاي تخصصي سايت سجاد >>

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
farnaz_jigi
کاربر حرفه اي
کاربر حرفه اي


عضو شده در: 26 مرداد 1386
پست: 242
محل سکونت: TeHRaN iran.gif


امتیاز: 249
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 27 مرداد 1386 - 16:50    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

Vaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaay
Khewyli bahal booooooooooooooood

_________________
☺♥FaRNaZ♥☺

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
Farzaneh
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 1 اسفند 1384
پست: 498
محل سکونت: قم iran.gif


امتیاز: 429
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 27 مرداد 1386 - 20:07    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

ببينم همونطور كه گفتي پسره احيانا خودتي ديگه؟
جان هركي دوست داري ديديمت يكمي با كف دستت راه برو خنده سبز

_________________
و نمي دانم،گناهي است انگار
كه با هفت اقيانوس آب تفسير نمي شود
و سرنوشت تو ملكوتي مي شود
در تغيير سرنوشت من
www.nabzesard.blogfa.com

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger
farnaz_jigi
کاربر حرفه اي
کاربر حرفه اي


عضو شده در: 26 مرداد 1386
پست: 242
محل سکونت: TeHRaN iran.gif


امتیاز: 249
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 27 مرداد 1386 - 22:51    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

فرزانه آخه موش خوردتش دیگه نمیتونه واسه ما هنرنمایی کنه!
_________________
☺♥FaRNaZ♥☺

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
Samira
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 12 اسفند 1384
پست: 1463
محل سکونت: همدان iran.gif


امتیاز: 1261
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 27 مرداد 1386 - 22:56    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

هم با مزه بود هم بي مزه
اما كاش آدم هر چي آرزو مي كرد همون موقعه بر آورده مي شد

_________________
شبي از پشت يک تاريکي غمناک و باراني تو را با لهجه گلهاي نيلوفري صدا کردم. تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم . پس از يک جستجوي نقره اي در کوچه هاي آبي احساس تو را از بين گلهايي که در تنهاييم روئيد با حسرت جدا کردم .

www.hediye68.blogfa.com

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
Farzaneh
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 1 اسفند 1384
پست: 498
محل سکونت: قم iran.gif


امتیاز: 429
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 28 مرداد 1386 - 11:05    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

بعد يه دفعه موش مي خوردشا!!!
_________________
و نمي دانم،گناهي است انگار
كه با هفت اقيانوس آب تفسير نمي شود
و سرنوشت تو ملكوتي مي شود
در تغيير سرنوشت من
www.nabzesard.blogfa.com

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger
Samira
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 12 اسفند 1384
پست: 1463
محل سکونت: همدان iran.gif


امتیاز: 1261
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 28 مرداد 1386 - 11:26    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

نه آدم مواظب می شد موش نخوردش
خوردم خورد آدم وقتی به تمام آرزوهاش برسه دیگه براش مهم نیست میره یا میمونه

_________________
شبي از پشت يک تاريکي غمناک و باراني تو را با لهجه گلهاي نيلوفري صدا کردم. تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم . پس از يک جستجوي نقره اي در کوچه هاي آبي احساس تو را از بين گلهايي که در تنهاييم روئيد با حسرت جدا کردم .

www.hediye68.blogfa.com

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
Farzaneh
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 1 اسفند 1384
پست: 498
محل سکونت: قم iran.gif


امتیاز: 429
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 28 مرداد 1386 - 18:22    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

از كجا معلوم همون اولش يه آرزوي موش بخوردتي نكني؟
_________________
و نمي دانم،گناهي است انگار
كه با هفت اقيانوس آب تفسير نمي شود
و سرنوشت تو ملكوتي مي شود
در تغيير سرنوشت من
www.nabzesard.blogfa.com

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
رفتن به صفحه 1, 2  بعدی
صفحه 1 از 2


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.14 ثانیه