Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - اتاق اعتراف (وجدان شویی سایت سجاد)
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » گپ و گفتگوی آزاد

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
اتاق اعتراف (وجدان شویی سایت سجاد) رفتن به صفحه : قبلی  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7  بعدی
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
Amir
مدير انجمن "زبان خارجه"
مدير انجمن


عضو شده در: 28 دی 1384
پست: 422
محل سکونت: tabriz iran.gif


امتیاز: 148
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 14 اردیبهشت 1386 - 12:02    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

من یه اعتراف خیلی بزرگ باید بکنم!
امروز مصادف با 14 اردیبهشت منو آرزو تبانی کردیم که بیایم یه عالمه پست بزنیم تو سایت

می دونم کار خیلی بدی کردیم
ترافیکه سایت رو بردیم بالا. سرورو خیلی اذیت کردیم. چند تا از بچه های آنلاینم مسخره کردیمو ازشون بدو بیراه گفتیم!
حتی- حتی !
نمی دونم با چه رویی بگم!
من بیگناه بودم
این آرزو منو اغفال کرد.
البته منم مقصرم!
خیلی کاره بدی کردیم!
مارو ببخشید!

_________________
اینگونه!....... ما می جنگیم!!!!

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger
aLaLe
مدیر"موزیک"،"سینما"و"گرافیک"
مدیر


عضو شده در: 22 بهمن 1384
پست: 872
محل سکونت: San Francisco iran.gif


امتیاز: 481
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 14 اردیبهشت 1386 - 16:49    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

انقد امروز کارای بد کردیمممممممم
به جونه جفت بچه هام این امیر اغفالم کرد والا من که اروم نشسته بودم

_________________

میخوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت , با اینکه خیلی خستم بگزرم از گناهت
آخه تو عزیزه قصه هامی آخه تو شعره روی لبامی
آخه جونه تو بسته به جونم اگه بری دیگه نمیتونم
آخه اسمه تو رو که میارم میشی همه ی دارو ندارم
از چی میترسی تو مهربونم من که رو عشقه تو موندگارم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
aLaLe
مدیر"موزیک"،"سینما"و"گرافیک"
مدیر


عضو شده در: 22 بهمن 1384
پست: 872
محل سکونت: San Francisco iran.gif


امتیاز: 481
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 14 اردیبهشت 1386 - 17:41    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

من مجددا برم خیلی بهتره
_________________

میخوام بازم بخونم تو بارون از نگاهت , با اینکه خیلی خستم بگزرم از گناهت
آخه تو عزیزه قصه هامی آخه تو شعره روی لبامی
آخه جونه تو بسته به جونم اگه بری دیگه نمیتونم
آخه اسمه تو رو که میارم میشی همه ی دارو ندارم
از چی میترسی تو مهربونم من که رو عشقه تو موندگارم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
kimiya
مدير انجمن "عکاسي"و"گپ"
مدير انجمن


عضو شده در: 26 دی 1384
پست: 461
محل سکونت: TehRaN blank.gif


امتیاز: 48
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 14 اردیبهشت 1386 - 20:34    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

دقت کردین صلح به ما نیومده؟
_________________
فردا و دیروز با هم دست به یکی کردند دیروز با خاطراتش ماروفریب داد فردا هم با وعده هایش ما رو خواب کرد.....وقتی چشم باز کردیم امروز گذشته بود....ღ

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی شناسه عضویت در Yahoo Messenger
محمدرضا1000
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 11 شهریور 1385
پست: 1245
محل سکونت: کرمان blank.gif


امتیاز: 1210
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 15 اردیبهشت 1386 - 00:35    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

aLaLe نوشته است:
انقد امروز کارای بد کردیمممممممم
به جونه جفت بچه هام این امیر اغفالم کرد والا من که اروم نشسته بودم


به به سر لشکر ارتش صلح مبارک باشه
راستی قرار بود........شرمنده چشمک

_________________
سکوتم را به باران هديه کردم , تمام زندگي را گريه کردم , نبودي در فراق شانه هايت ، به هر خاکي رسيدم تکيه کردم

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
Samira
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 12 اسفند 1384
پست: 1463
محل سکونت: همدان iran.gif


امتیاز: 1261
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 15 اردیبهشت 1386 - 13:34    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

خوب آقا امير جون زياد اصرار مي كنيد مي گم
من..............
من..................
من................
من اعتراف مي كنم كه آدم خوب و سر بزيري هستم 8)
كاري هم به كاري كسي ندارم تا وقتي كه ببينم دارن بهم زور ميگن اون وقت
مي شورمشون مي زارمشون كنار
از اينكه يكي بهم امر نهي كن و بهم دستور بده بيزارم
اين تاپيك خيلي بي درد خواهر مي خوره
بياد اينجا اعتراف كنه منو چقدر اذيت مي كنه بی طرف

_________________
شبي از پشت يک تاريکي غمناک و باراني تو را با لهجه گلهاي نيلوفري صدا کردم. تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم . پس از يک جستجوي نقره اي در کوچه هاي آبي احساس تو را از بين گلهايي که در تنهاييم روئيد با حسرت جدا کردم .

www.hediye68.blogfa.com

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
Amir
مدير انجمن "زبان خارجه"
مدير انجمن


عضو شده در: 28 دی 1384
پست: 422
محل سکونت: tabriz iran.gif


امتیاز: 148
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 15 اردیبهشت 1386 - 19:37    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

من یه اعتراف دیگه!!!
من قرار بود از شنبه اینترنت نیامو بشینم سر درس و مشقم!
ولی الان که نیشسته بودم، نفس اماره ام منو باز کشید پای کامپیوتر!
سراسیمه ناراحت

_________________
اینگونه!....... ما می جنگیم!!!!

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger
elnaz
مدير انجمن "خانمها"
مدير انجمن


عضو شده در: 22 دی 1384
پست: 1078
محل سکونت: کرمان iran.gif


امتیاز: 333
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 16 اردیبهشت 1386 - 13:54    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

میبینم که همه دارن اعتراف میکنن
پس منم بگم
هفته گذشته خیلی شیطونی کردم!!!!!!
ناظممون داشت نماز میخوند کفششو کش رفتم انداختم بالا پشت بوم
رو صندلی یکی از معلم های مردمون اب البالو ریختو اونم با کت و شلوارم کرم نشت روش!!!!!!
تو خیابون 3 تا پسرو با دوستام دست انداختیم کلی خندیدیم
با دوستام داشتیم نشونه گیری با دستمال یزدی (اخراجی ها) تمرین میکردیم گلدونو شکستیم بروی خودمون هم نیاوردیم
نخ جعبه شیرینی بستیم به گردن یه گربه اون سرشم وصل کردیم به اگزوز خط واحد!
با مقنعه دوستم تخته گچی رو پاک کردم!
برا اقای جعفری سرایدارمون پشت پا گرفتم
8 تا از اولی ها رو الکی فرستادم دفتر گفتم مدیر باهاتون کار داره!
با موبایل زنگ زدم مدرسه گفتم : الو گاوداری؟
.
.
.
برا امروز بسه!
زیادی سبک شدم

_________________
بهار بهترين بهانه براي آغاز و آغاز بهترين بهانه براي زندگيست

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی شناسه عضویت در Yahoo Messenger
Amir
مدير انجمن "زبان خارجه"
مدير انجمن


عضو شده در: 28 دی 1384
پست: 422
محل سکونت: tabriz iran.gif


امتیاز: 148
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 16 اردیبهشت 1386 - 16:08    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

خدایا از سر تقصیر بندگانت بگذر!
خدایا خودت می دونی من که آدم نیستم! قاطی آدما شدم! این جماعت بدبخت چه گناهی کردن که باید منو تحمل کنن!
این پست بالایی(!) خیلی کارش 20 ه ! خدایا از سر تقصیرات این بنده خوبتم بگذر!
ای پدر مقدس! منم اونروز شخصیت استاد جبرمو زیر سوال بردم جلو دستشویی! منو عف کن! اوستا کریم!

_________________
اینگونه!....... ما می جنگیم!!!!

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger
Samira
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 12 اسفند 1384
پست: 1463
محل سکونت: همدان iran.gif


امتیاز: 1261
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 16 اردیبهشت 1386 - 18:49    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

ما رو برده بودن امروز پادگان اول همه تذكر دادند كه زياد بالا نرديد چون خطر ناك فيلمرداري هم ممنوع
اما من و چند از دوستام بالا كه رفتيم هيچي من با موبايلم فيلمبرداري هم كرده واقعا مناظر زيبايي داشت به خصوص اون آبشاري كه از بالا مي ريخت پايين 8)
اما آخرش چي شد وقتي اومد خونه متوجه شدم گردنبندي كه برام خيلي عزيز بود افتاده گم شده انقدر ناراحت شدم . آن دلم ميخواد گريه كنم اما گريم نمي ياد گریه
الان يكي از اون سربازهاي پادگان حتما پيداش كرده تا حالا معلوم نيست به دست كي برسه
اي خدا ..........

_________________
شبي از پشت يک تاريکي غمناک و باراني تو را با لهجه گلهاي نيلوفري صدا کردم. تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم . پس از يک جستجوي نقره اي در کوچه هاي آبي احساس تو را از بين گلهايي که در تنهاييم روئيد با حسرت جدا کردم .

www.hediye68.blogfa.com

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
رفتن به صفحه : قبلی  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7  بعدی
صفحه 3 از 7


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.22 ثانیه