Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - شعرهای متفرقه
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » شعر و ادبیات

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
شعرهای متفرقه رفتن به صفحه : قبلی  1, 2, 3, 4, 5, 6  بعدی
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 17 خرداد 1386 - 21:23    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

بعد از اين همه مدت آمدم تا بگويم تا ابد شاکرت خواهم بود اي خدا

شب شکست و دل من نيز چنين
ابر باريد و چشم من نيز چنين
ماه زيبا از شبم رفت و عشق من نيز چنين
پاييز آمد و خنجر به دل سبزي بستان زد و غم فرغت ز تو نيز چنين
اين چنين مي گذرد بعد تو امروز و هر روز دگر نيز چنين
اين چنين رفتي و من بعد تو ماندم و مي گذرد عمر من نيز چنين
اين چنين سايه فکندي و برفتي و دلم سوخت و باقي پيکرم نيز چنين
اين چنين آمدن و رفتن تو بهر چه بود آنچنان پر بگشا که انگار نبودي از ازل نيز چنين
اين چنين ناله و اشک و ماتم تا بي کي اي خدا مرحمي که نهادي بر دل مجنون بر دل من بگذار نيز چنين
اين چنين خسته ، کمر شکسته، دل شکسته هيچ کسي را نيست آگاه از حال من ،تو بيا و مرحمتي کن به بزرگي خدايي خود نيز چنين

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 24 خرداد 1386 - 18:11    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

(( جادوگر ))

اي بر دلت گِل پوش ِغم ! با چهره اي خاکستري !
رخسار ِسوز ِبي نشون ! در عرصه ي جادوگري !


در اين سياه چالِ دروغ ! تا کِي شوي بي اعتبار ؟!
بر زين ِنابوديِ دل ! تا کِي شوي تو هم سوار ؟!


وردي بگو در وصفِ خود ! با آن صدا غم ريز ِبَم !
بر تارکِ چشمت بخور ! بر آن دلِ چرکين قسم !


جادوگري از من بگير ! دل واژه خونِ بي اثر !
من را از اين جادويِ غم ! به شهر ِدلبرها ببر !


من را به من هديه کن ُ! فارغ از اين بازي شوم !
فرسايش ِعمر را بگير ! جادويِ آغازي شوم !


_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 24 خرداد 1386 - 18:11    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

(( خداحافظ ترانه ))

بخون آواز صداي خسته ي شب ! بزن بر ساز نبوسيده ترين لب !
نترس از من غم ِسوز ِزمستون ! بمون رفتم نگاهِ سرد و بي تب !


بيا نزديک هميشه از بَرم دور ! شدش تاريک زدم چشمام هاشور !
نترس از من دل از عشقم گسسته ! بمون رفتم شب ِبي ماه و بي نور !


تو پاييزي گل ِغمگين ِکاکتوس ! غم انگيزي نگارستانِ فانوس !
نترس از من غزل گويِ بد آهنگ ! بمون رفتم ترانه خونِ افسوس !


تو مي سازي شکوفه ساز ِبي فصل ! تو مي بازي پريشان بسته از وصل !
نترس از من رفيق ِبغض و اندوه ! بمون رفتم گريزان خسته از وصل !


تو مي سوزي بدل ساز ِستاره ! چه مي دوزي ؟! نگاهِ تلخ و پاره !
نترس از من پريناز ِپر از اخم ! بمون رفتم ندارم راهِ چاره !


تو در زنجير نديده همچو فردا ! تو از من سير سراب ِتوي صحرا !
نترس از من نزن زخمي به ايام ! بمون رفتم بمون تنهاي تنها !


چقد زردي غروب ِبي کرانه ! چقد سردي شباي عاشقانه !
نترس از من خطوطِ چين ِشعرم ! بمون رفتم
(( خداحافظ ترانه ))

بمون رفتم بگير دنيا در آغوش ! بمون رفتم رخ ِتاريک و خاموش !
بمون رفتم تموم شد خاطراتم ! بمون رفتم دگر يادت فراموش !


_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 24 خرداد 1386 - 18:11    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

(( لجن زار ))

به زنا ني که تنها از روي تهي دستي تن فروشي مي کنند !!

نبردِ تن به تن تا مرگ ! چنين شد روح ِمن نابود !
به بغض ِغم نخند غم ساز ! که جايِ من به از اين بود !


... بخند بر اين غم ِپنهان ! بخند اين خنده بازار است !
بزن بر اين تن ِلُختم ! نه بر تو ، بر دلم عار است !


تو بي رحم بوسه باران کن ! که من بي چتر و بي سقفم !
بگوشم باز در اين بن بست ! که امشب بر تو من وقفم !


تن ِپاکم به ناحق سوخت ! هميشه غصه ها دارم !
پر و خاليست دل و دستم ! دوباره در
لجن زارم !

به بغض ِغم نخند غم ساز ! که جايِ من به از اين بود !
نبردِ تن به تن تا مرگ ! چنين شد روح ِمن نابود !

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 24 خرداد 1386 - 18:12    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

(( خط بُطلان ))

بر نگاهت خطِ بطلان مي کشم *** چهره اي از چشم ِگريان مي کشم

داغ ِاين تصويرک بر روي بوم *** نقشي از يک عشق ِويران مي کشم

ابر ِچشمانم به دنبالِ چه اند ؟! *** من که عمري قطره باران مي کشم

او که شب را هديه کرد بر قلبکم *** تيرگي را بهتر از آن مي کشم

کاسه ي صبر ِدلم لبريز شد *** بر وجودت آهِ طوفان مي کشم

دردِ بي درمانِ عشق را پس زدم *** در حصارم راهِ درمان مي کشم

بعدِ تو دل را چپاول کي کند ؟! *** دور ِدل طرح ِنگهبان مي کشم

سر رسيد ، ديگر جدايي وقتش است *** بر غم ِخود (( خط بُطلان ))مي کشم

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 24 خرداد 1386 - 18:12    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

يه گيتار و يه ويولُن ، چند تا کاغذ پاره ي دل .... يه جاده ي دور و دراز ، همين شده چاره ي دل

جاده رو مستقيم مي رم ، اما نمي دونم کجا .... رو به غروب ِآسمون ، دلم شده چه بينوا

دلم که باور نداره ، خنده به سايه مي کنه .... زُل زده به افق خانم ، داره گلايه مي کنه

نبين که قهقهه زدم ، من يه ترانه به دوشم .... که پشتِ اين صورتکم ، غصه و غم مي فروشم

ترانه هامُ دوش به دوش ، رو دوش ِپاييز مي زارم .... جز يه بغل خاطره و ، پايِ برهنه چي دارم

ترانه هامُ خط به خط ، با خش خش ِبرگ مي خونم .... غم تو صدام نشسته و ، نمي تونم که بمونم

تنگِ غروب ِبغض ِمن ، آسمون غصه فروشم .... جاده ازم چيزي نپُرس ، من يه ترانه به دوشم

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 24 خرداد 1386 - 18:13    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

غربت

روزگاري رفت و من در هر زمان آزمودم رنج « غربت » را بسي

درد « غربت » ميگدازد روح را جز « غريب » اين را نميداند كسي



هست غربت گونه گون در روزگار محنت غربت بسي مرگ آور است

از هزاران غربت اندوه خيز غربت « بي همزباني » بدتر است

مهدي سهيلي

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 24 خرداد 1386 - 18:13    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

اي کاش...

کاش راه زندگي، در پاي دل خاري نداشت***يا که چون دارد، فراز و شيبِ دشواري نداشت

کاش از پا در نمي افتاد، هر سو رهروي ست***يا که تا سر منزلِ خود، راه بسياري نداشت

کاش خيل دلبران، پنهان نمي کردند روي***يا که چشم بيدلان، حاجت به ديداري نداشت

کاش از روز نخستين خارزارِ ِاين وجود***روزني از ديده ي حسرت، به گلزاري نداشت

کاش جانِ پاک، با اين خاکدان خو مي گرفت***يا که اصلاً شهر ما، دکان خمّاري نداشت

کاش هر باطل نمي شد عرضه بر اَفهام خلق***يا متاع کفر و دين، هريک خريداري نداشت

کاش واعظ لب فرو مي بست از گفتار نيک ***يا خلاف آنچه گويد، زشت کرداري نداشت

کاش از خوي پزشکان بود کمتر جلبِ مال***يا که جمع بينوايان، هيچ بيماري نداشت

کاش فکر بيش و کم در مغز انساني نبود***تا که بارِ زندگاني، هيچ سرباري نداشت

کاش چشم و گوش هر کس بر حقايق باز بود***تا که ديگر عِلم و دين پوشيده اسراري نداشت

کاش هر کس دعويِ اسلام و ايمان مي نمود***از نفاق و کفر پنهان، بسته زُنّاري نداشت

کاش هر گندم نماي جو فروش از هر کنار***در ميان شهر کوران، گرم بازاري نداشت

کاش چشم نيم مستي هوش از «الفت» مي ربود***تا که با سود و زيانِ ديگران کاري نداشت

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
Sajjad
ناظر سايت
ناظر سايت


عضو شده در: 17 دی 1384
پست: 6029
محل سکونت: اهواز iran.gif


امتیاز: 3182
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 28 تیر 1386 - 06:46    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

شعرهای خیلی زیبایی هستن
درود بر آقا حسن

_________________

آخرين پستهاي انجمن
<< قوانين و شرايط استفاده از انجمنها >>
<< لطفا سعي کنيد به انجمنهاي مشابه اينجا نريد >>
<< روش ديدن نامه هاي جديد >>
<< کد آخرين ارسالهاي انجمنهاي تخصصي سايت سجاد >>

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 30 شهریور 1386 - 09:01    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

آه ازاين دوستان كه هريك ساز خود را مي زنند
اين يكي ني ،آن يكي طعنه به بلبل را مي زنند

بگرفته دلم از اين دنيا، از اين دوستان پر مدعا
آزرده ام از اين خنجرها سوي دوستي گشته رها

خواهم كه بار بندم از اين دير خراب
از بس كه عشقم به دل گشته بي انتها اما بي ثواب

خدايا ،مهربانا، با كه گويم من درد خويش
با كه گويم سوز درون سرگشتگي بيش از پيش

ياد دارم عشق من پاك است و بي دريغ
خون دوستيش در رگهاي من غليظ است نه رقيق

خدايا،مهربانا،منيرا التهاب غمش را چه كنم
دوستيش را جايي ديگر نتوانم برد، حجمش را چه كنم

گل نرگس ،زنبق دلم شقايق گشته است
از حسرت تو باغ دلم گلستاني از علايق گشته است

مهربانا ،مهرباني و صفاي تو كجاست؟
گوشه اي خالي در دل درياي تو كجاست؟

مرواريد عشقت در كدامين صدف گم گشته است؟
اقبال وصل من در قله كدامين كوه قاف گشته است؟

مهربان من دوستي يكي هست و يكرنگي نكو
تا به كي آيم در برت وآنگه شوم سو بسو

مهربان آرامش در كدامين قاموس تو دارد نشان ؟
تا چه زمان مي بايد اين دل از بهر تو خون باشد فشان؟

مهربان ، در نظر من نگار بود با تو رقيب!
روح تو حلول يافت در نگار يالالعجيب!

از چه افتادم از نظرتو اينچنين
از كجا فروآمد آوار دوري اينچنين

اكنون افتاده ام چو مرغي در قفس
نفسم در سينه خانه گشته حبس حبس

خدايا مهرباني تو، مهربان من كجاست؟
رحيمي و كريم ،آرام جان من كجاست؟

خواهم كه مست باشم فارغ از دو جهان
ُرك گويم حرف دل ،حرف اين بي نشان

مهربان مست چشمان تو هستم مستِ مست
اف بر جهان بي مهربان هرچه هست، هست

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
رفتن به صفحه : قبلی  1, 2, 3, 4, 5, 6  بعدی
صفحه 4 از 6


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.39 ثانیه