براي خوشبختي تو خدا رو فرياد مي زنم .... _________________ گرمی دست تو را دست اگر میفهمید
تا ابد دلشده در دست تو سکنی میکرد
دل اگر قطره ای از بوی تو را حس میکرد
لااقل صد گل از این شاخه تمنا میکرد
چشم کز دیدن خواب تو هم عاجز ماندست
زندگی روی تو را کاش تمنا میکرد
دشتها آلوده ست
در لجنزار گل لاله نخواهد رویید
در هوای عفن آواز پرستو به چه کارت اید ؟
فکر نان باید کرد
و هوایی که در آن نفسی تازه کنیم
گل گندم خوب است
گل خوبی زیباست
ای دریغا که همه مزرعه دلها را علف هرزه کین پوشانده ست
هیچکس فکر نکرد
که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست
و همه مردم شهر بانگ برداشته اند
که چرا سیمان نیست
و کسی فکر نکرد
که چرا ایمان نیست
و زمانی شده است
که به غیر از انسان هیچ چیز ارزان نیست
سلام
ممنون حسن جان
ادامه بده _________________ ღفردا و دیروز با هم دست به یکی کردند دیروز با خاطراتش ماروفریب داد فردا هم با وعده هایش ما رو خواب کرد.....وقتی چشم باز کردیم امروز گذشته بود....ღ
اي کدامين شب!
يک نفس بگشاي،
جنگل انبوه مژگان سياهت را،
تا بلغزد بر بلور برکه ي چشم کبود تو،
پيکر مهتاب گون دختري کز دور،
با نگاه خويش مي جويد،
بوسه ي شيرين روزي آفتابي را
از نوازش هاي گرم دستان من.
دختري نيلوفرين، شبرنگ، مهتابي
مي تپد بي تاب در خواب هوسناک، اميد خويش،
پاي تا سر يک هوس: آغوش.
و تنش لغزان و خواهشبار مي جويد،
چون مه پيچان به روي دره هاي خواب آلود سپيده دم بسترم را.
تا بلغزد از طلب سرشار،
همچو موج بوسه ي مهتاب روي گندمزار.
تا بنوشد در نوازشهاي گرم دستان من
شبنم يک عشق مهتابي را. _________________
ترجمه ي چشماي تو
چه ضيافت غريبي
من و گيتار و ترانه
جاي تو : يه جاي خالي
شعر من شعر شبانه
هرم خورشيدي چشمات
من رو آب کرد تموم کرد
لحظه ي ناب پريدن
با يه ديوار رو به روم کرد
گوش بده ! ترانه هام ترجمه ي چشماي توست
توي تموم قصه هام هميشه جاي پاي توست
توي ضيافت سکوتم
تو اگه قدم بذاري
مي بيني از تو شکستم
اما تو خبر نداري
بي تو از زمزمه دورم
بي تو از ترانه عاري
زخم تو : زخم هميشه
اينه تنها يادگاري
گوش بده ! ترانه هام ترجمه ي چشماي توست
توي تموم قصه هام هميشه جاي پاي توست
========================
گل من گريه مكن
گل من گريه مكن
كه در آينه ي اشك تو غم من پيداست
قطره ي اشك تو داند كه غم من درياست
گل من گريه مكن
سخن از اشك مخواه
كه سكوتت گوياست
از نگه كردنت احوال تو را مي دانم
دل غربت زده ات
بي نوايي تنهاست
من و تو مي دانيم
چه غمي در دل ماست
گل من گريه مكن
اشك تو صاعقه است
تو به هر شعله ي چشمان ترم مي سوزي
بيش از اين گريه مكن
كه بدين غمزدگي بيشترم مي سوزي
من چو مرغ قفسم
تو در اين كنج قفس بال و پرم مي سوزي
گل من گريه مكن
كه در آيينه ي اشك تو غم من پيداست
قطره ي اشك تو داند كه غم من درياست
دل به اميد ببند
نا اميدي كفرست
چشم ما بر فرداست
ز تبسم مگريز
در دندان تو در غنچه ي لب زيباست
گل من گريه مكن
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه : 1, 2, 3, 4, 5, 6بعدی
صفحه 1 از 6
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید