شب شهر تو هم تاريك و تار است؟
براي ديدنم بي تاب هستي؟
چو مي آيد ستاره بر لب بام
تو هم مانند من بي خواب هستي؟
*
دلت مي لرزد از نامهرباني؟
صدايت هق هق تلخ جداييست؟
چو مي خندد به رويت ماه تابان
غمت اندازه ي بي همزبانيست؟
*
بهارت رنگ پاييز و سكوت است؟
نگاهت رفته تا آفاق فردا؟
چو از ره مي رسي تا منزل خويش
نمي گويي به خود : پس كو فريبا ؟!
*
صداي مرغ حق را مي شناسي؟
شب و دريا و طوفان در دلت نيست؟
چو در بستر به سوي خواب آيي
هواي بوسه ي من در سرت نيست؟
*
نمي خواهي به آغوشم بگيري؟
نمي گيرد دلت هر دم بهانه؟
تو تا تنهاي تنها مي شوي باز
نمي خواني به ياد من ترانه؟
*
چه گويم ؟ اي جدا افتاده از من
منم بي تاب و مست و بي قرارم
براي لحظه اي پيش تو بودن
تمام لحظه ها را مي شمارم...
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه : قبلی1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8بعدی
صفحه 7 از 8
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید