یه روز خدا حوصلش سر رفته بود.با خودش گفت:خسته شدم بس این دایناسورها عربده کشیدن و همدیگه رو کشتن،تازه خیلی هم زشت هستن.بذار یه موجودی بیافرینم که همچین نسبت به اینا خوشگل تر و باحال تر باشه.اومد موجودی رو آفرید به نام آدم.بعد یهو به خودش اومد و گفت:این که زیاد تغییری نکرد،اینم که زمخت و بی ریخت شد؛باید با دقت بیشتری بسازم.این بود که حوا رو آفرید.زیبا،مهربون،ظریف.دیگه خودشم هی داشت این موجودشو تحسین می کرد و براش زمین و آسمون رو آفرید و به فرشته ها دستور داد که سجده کنن. می خواست آدمو همون لحظه از بین ببره که دید آدم افتاده به پای حوا.حوا هم که چون مهربون بود به خدا گفتش که این موجود گر چه بی ریخته ولی طفلکی خیلی داره التماس می کنه،بذار اینم بمونه.خدا گفت:این به درد نخوره،ضایس.حوا گفت:بابا،حالا بی خیل.داره کف پامو داره می بوسه.خدا هم حرف این اشرف مخلوقاتشو که نمی تونست زمین بندازه.گفت:باشه،ولی این اصلا در حد تو نیست.این پسته.پس بهش زور بازو می دم که هی برات نوکری کنه.یه وقت به خودت زحمت ندی؛هر کاری خواستی بگو این نکره برات بکنه.
_________________ ღفردا و دیروز با هم دست به یکی کردند دیروز با خاطراتش ماروفریب داد فردا هم با وعده هایش ما رو خواب کرد.....وقتی چشم باز کردیم امروز گذشته بود....ღ
یه روز خدا حوصلش سر رفته بود.با خودش گفت:خسته شدم بس این دایناسورها عربده کشیدن و همدیگه رو کشتن،تازه خیلی هم زشت هستن.بذار یه موجودی بیافرینم که همچین نسبت به اینا خوشگل تر و باحال تر باشه.اومد موجودی رو آفرید به نام آدم.بعد یهو به خودش اومد و گفت:این که زیاد تغییری نکرد،اینم که زمخت و بی ریخت شد؛باید با دقت بیشتری بسازم.این بود که حوا رو آفرید.زیبا،مهربون،ظریف.دیگه خودشم هی داشت این موجودشو تحسین می کرد و براش زمین و آسمون رو آفرید و به فرشته ها دستور داد که سجده کنن. می خواست آدمو همون لحظه از بین ببره که دید آدم افتاده به پای حوا.حوا هم که چون مهربون بود به خدا گفتش که این موجود گر چه بی ریخته ولی طفلکی خیلی داره التماس می کنه،بذار اینم بمونه.خدا گفت:این به درد نخوره،ضایس.حوا گفت:بابا،حالا بی خیل.داره کف پامو داره می بوسه.خدا هم حرف این اشرف مخلوقاتشو که نمی تونست زمین بندازه.گفت:باشه،ولی این اصلا در حد تو نیست.این پسته.پس بهش زور بازو می دم که هی برات نوکری کنه.یه وقت به خودت زحمت ندی؛هر کاری خواستی بگو این نکره برات بکنه.
بدینوسیله ظهور اولین پیامبر زن رو به کلیه مونثات تبریک می گویم البته فکر کنم این پیامبر از طرف شیطون باشه که اونم باز غنیمت براخانما _________________ سلام غریبه اشنا
منظورتونو ميشه واضح تر بيان كنيد؟
____________________
به جاي اينكه به تاريكي لعنت بفرستيد يك شمع روشن كنيد _________________ بهار بهترين بهانه براي آغاز و آغاز بهترين بهانه براي زندگيست
يه بار ديگه هم گفتم اقا وحيد
منطق پاي منطق
وقتي از منطق هيچي نميفهمين من چي بيام بهت بگم؟؟؟؟
مجبورم منظورمو با شوخي بيان كنم.
_______________________
به جاي اينكه به تاريكي لعنت بفرستيد يك شمع روشن كنيد _________________ بهار بهترين بهانه براي آغاز و آغاز بهترين بهانه براي زندگيست
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه : 1, 2, 3, 4, 5, 6, 7بعدی
صفحه 1 از 7
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید