Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی

AhwazServer
وب سایت سجاد - آدرس جدید : www.1.Sajjad.ir: انجمنهای تخصصی

انجمنهای تخصصی سایت سجاد :: مشاهده موضوع - شعرهای طنز ، اینجااااا
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست انجمنهای تخصصی سایت سجاد » سرگرمی و طنز

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
شعرهای طنز ، اینجااااا رفتن به صفحه 1, 2  بعدی
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
وحید
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 22 اسفند 1384
پست: 738
iran.gif


امتیاز: 184
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 2 مهر 1385 - 14:04    عنوان:  شعرهای طنز ، اینجااااا پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

توانا بود هر که دارا بود ***** زثروت دل پير برنا بود
پر غو بود پول را رختخواب ***** هنر رختخوابش مقوا بود
همه سهم استاد دانشکده ***** پشيزي حقوق و مزايا بود
فقان سهم مردم ز نانو لباس ***** از آن سوي ويترين تماشا بود
کدامين کس از شاعري برج ساخت ***** کدامين کس از شعر دارا بود
از اين پس پدرزير خرج گران بزايد ***** برش کا ر ما ما بود
از اين پس پسر مي نويسد دگر ***** هر آن کس که نان داد بابا بود
توانا بود هر که دارا بود ***** زثروت دل پير برنا بود

_________________
سلام غریبه اشنا

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
تشکرها از این تاپیک
وحید(چهار‌شنبه 22 اسفند 1386 - 12:06), وحید از این تاپیک تشکر میکنم 
وحید
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 22 اسفند 1384
پست: 738
iran.gif


امتیاز: 184
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 4 مهر 1385 - 11:54    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

سوار قاطر تو


در اين صبح ِدل انگيز بهاري
بيا باهم بريم ماشين سواري

و يا با قلب هايي خرم و شاد
بريم با مترو سوي ميردادماد

همين گونه رها و شاد وخندان
بچرخيم تو خيابون هاي تهران

بريم سوي در و دشت و بيابون
اوين درکه يا کن يا سولوقون

به آواي دف و با نغمه ي رود
بريم با خر به امامزاده داوود

سوار خر جُکاي يخ بگوييم
بريم رو کوه و گل ها را ببوييم

بشينيم روي تختاي فرحزاد
به کوبيده بگوييم : باغت آباد

کنارش دوغ و ريحون فراوون
بگيريم از غذا ، جون ِفراوون

بخنديم به خزنده و چرنده
بگيريم فال حافظ با پرنده

يه فال خوب بياد با هم بخونيم
همين جوري تا شب با هم بمونيم

بريم به سينما تو لُژ بشينيم
يه فيلم ِعشقي_سياسي ببينيم

خوريم آب ميوه و چيپس و پف ِفيل
کنيم آن فيلم را في الفور ، تحليل

و بعد از سينما مبهوت و شاکي
بريم خونه هامون خسته و خاکي

بخوابيم ؛ خواب فردا رُو ببينيم
و از خواب بپريم رو تخت بشينيم

در اين جا، اي تو دختر اثيري !
مي توني سخت آبغوره بگيري

و من هم با نگاهي خسته و تر
بگم يک مثنوي ِبي نمک تر .


رضا مهرعليان (حيدر مريم زاده)

_________________
سلام غریبه اشنا

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 17 دی 1385 - 07:32    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

****رستم و افراسياب و ويروس ****

کنون رزم Virus و رستم شنو *** دگر ها شنيدستي اين هم شنو

که اسفنديارش يکي Disk داد *** بگفتا به رستم که اي نيکزاد

در اين Disk باشد يکي File ناب *** که بگرفتم از Site افراسياب

برو حال مي کن بدين ِDisk هان *** که هم نون و هم آب باشد در آن

تهمتن روان شد سوي خانه اش *** شتابان به ديدار رايانه اش

چو آمد به نزد Mini Tower اش *** بزد ضربه بر دکمه Power اش

دگر صبر و آرام و طاقت نداشت *** مر آن Disk را در Drive اش گذاشت

نکرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت *** يکي List از روي Diskette گرفت

در آن Disk ديدش يکي File بود *** بزد Enter آنجا و اجرا نمود

کزآن يک Demo شد پس از آن عيان *** ابا فيلم و موزيک و شرح بيان

به ناگه چنان سيستمش کرد Hang *** که رستم در آن ماند مبهوت و منگ

چو رستم دگر بار Reset نمود *** همي کرد Hang و همان شد که بود

تهمتن کلافه شد و داد زد *** ز بخت بد خويش فرياد زد

چو تهمينه فرياد رستم شنود *** بيامد که ليسانس رايانه بود

بدو گفت رستم همه مشکلش *** وز آن Disk و برنامه خوشگلش

چو رستم بدو داد قيچي و ريش *** يکي ديسک Bootable آورد پيش

يکي Toolkit اندر آن ديسک بود *** برآورد آن را و اجرا نمود

همي گشت Toolkit، Hard اندرش *** چو کودک که گردد پي مادرش

به ناگه يکي رمز Virus يافت *** پي حذف امضاي ايشان شتافت

چو Virus را نيک بشناختش *** مر از Boot Sector برانداختش

يکي ضربه زد بر سرش Toolkit *** که هر Byte آن گشت هشتاد Bit

به خاک اندر افکند Virus را *** تهمتن به رايانه زد بوس را

چنين گفت تهمينه با شوهرش *** که اين بار بگذشت از پل خرش

قسم خورد رستم به پروردگار *** نگيرد دگر Disk از اسفنديار

--------------------------

يكي سعدي يكي من

بـنــي آدم اعـضـاي يـکـديـگـرنــد// سر مال دنيا به هم مي پرند

چــو عضـوي بــه درد آورد روزگـار// شود اشغراز بي دوايي خُمار

تو کز محنت ديگران بي غمي// چرا توي شيپور خود مي دمي

مـزن بــر سـر نـاتـوان دسـت زور // يهو ديدي او مرد و خوابيد توگور

ميازار مـوري که دانه کـش است// اگر توي دستت يکي خط کش است

تـــوانا بـــود هـــر کــه دانــا بـــود// وانشاي او خوب و خوانا بود

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
وحید
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 22 اسفند 1384
پست: 738
iran.gif


امتیاز: 184
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 21 فروردین 1386 - 19:05    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

گفتم غم تو دارم
گفتا چشت درآيد!
گفتم که ماه من شو
گفتا دلم نخواهد!
گفتم خوشا هوايي کزباد صبح خيزد
گفتا هواي گرميست! اَه اَه! عرق درآمد!
گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد
گفتا برو به سويي، تا گلّ ني درآيد!
گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد
گفتا که اي واي ديرشد! داد مامان درآمد

_________________
سلام غریبه اشنا

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
elnaz
مدير انجمن "خانمها"
مدير انجمن


عضو شده در: 22 دی 1384
پست: 1078
محل سکونت: کرمان iran.gif


امتیاز: 333
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 21 فروردین 1386 - 22:33    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

کابوس حافظ

نيمه شب پريشب گشتم دچار كابوس
ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ گفتا عليك جانم
گفتم : كجا روي؟ گفت والله خود ندانم
گفتم : بگير فالي گفتا نمانده حالي
گفتم : چگونه اي ؟گفت در بند بي خيالي
گفتم : كه تازه تازه شعر وغزل چه داري ؟
گفتا : كه مي سرايم شعر سپيد باري
گفتم : ز دولت عشق گفتا كه : كودتا شد
گفتم : رقيب گفتا : او نيز كله پا شد
گفتم : كجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي ؟
گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم : بگو ز خالش ‚آن خال آتش افروز؟
گفتا : عمل نموده ‚ ديروز يا پريروز
گفتم : بگو زمويش گفتا كه مش نموده
گفتم : بگو ز يارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا؟چگونه؟عاقل شده است مجنون؟
گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم : كجاست جمشيد؟ جام جهان نمايش؟
گفتا : خريد قسطي تلويزيون به جايش
گفتم : بگو زساقي حالا شده چه كاره ؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو زساقي ‚حالا شده چه كاره؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو ز زاهد آن رهنماي منزل
گفتا : كه دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با كاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم : بگو ز محمل يا از كجاوه يادي
گفتا : پژو‚ دوو‚ بنز يا گلف نوك مدادي
گفتم كه: قاصدت كو آن باد صبح شرقي
گفتا : كه جاي خود را داده به فاكس برقي
گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره
گفتا : به جاي هدهد‚ ديش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا كجا برد ؟
گفتا : به پست داده آورد يا نياورد ؟
گفتم : بگو ز مشك آهوي دشت زنگي
گفتا كه : ادكلن شد در شيشه هاي رنگي
گفتم : سراغ داري ميخانه اي حسابي
گفت : آنچه بود از دم گشته چلو كبابي
گفتم : بيا دو تايي لب تر كنيم پنهان
گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان
گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداري؟
گفتا : كه جاش دارم وافور با نگاري
گفتم : بلند بوده موي تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آنها
گفتم : شما و زندان حافظ مارو گرفتي؟
گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي!!!

_________________
بهار بهترين بهانه براي آغاز و آغاز بهترين بهانه براي زندگيست

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی شناسه عضویت در Yahoo Messenger
elnaz
مدير انجمن "خانمها"
مدير انجمن


عضو شده در: 22 دی 1384
پست: 1078
محل سکونت: کرمان iran.gif


امتیاز: 333
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 21 فروردین 1386 - 22:34    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

عشق يعنی علاقه نه کفکير و ملاقه

دوستت دارم يه آلمه اندازه ی يه قابلمه

من عاشق تو هستم تو قابلمه نشستم

يه لنگه کفش تو دستم منتظر تو هستم

_________________
بهار بهترين بهانه براي آغاز و آغاز بهترين بهانه براي زندگيست

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی شناسه عضویت در Yahoo Messenger
وحید
کاربر قديمي
کاربر قديمي


عضو شده در: 22 اسفند 1384
پست: 738
iran.gif


امتیاز: 184
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 22 اردیبهشت 1386 - 22:26    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

خري آمد به سوي مادر خويش
به گفت مادر چرا رنجم دهي بيش
برو امشب برايم خواستگاري
مگر تو بچه ات را دوست نداري
خر مادر بگفتا اي پسر جان
تو را من دوست دارم بيشتر از جان
ميان اين همه خرهاي خشکل
يکي را انتخاب کن نيست مشکل
خرک با شادماني جفتکي زد
کمي ارار نمود چشمکي زد
بگفت مادر به قربان نگاهت
به قربان دو چشمان سياهت
خر همسايه را عاشق شدم من
به زيباي نباشد مثل او خر
اگر عاشق شدي مشکل نداري
رويم امشب برايت خاستگاري
خر مادر بگفت پالان به تن کن
بزرگان محل را تو خبر کن
همه خرها بريختند در تويله
همان توري که رسم است در قبيله
همه خرها ارار نمودند
به شربت کام خود شيرين نمودند
خر محضر کتابش را گشايد
قباله اين دو را اين تور نمايد
تو اي دوشيزه خر خانم رضايي
به عقد داعم اين خر در ايي
صدايي از ميان جمع بر خواست
عروس رفته بچينه يونجه از باغ
چنان شورو شوقي بر ملا شد
خر داماد دو لنگش در هوا شد

_________________
سلام غریبه اشنا

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 31 اردیبهشت 1386 - 06:45    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

در حسرت يه کامپيوتر!


بعد از سي چل سال زندگي با عاجزي و بندگي *** رفتم دو کون ممد لي گفتم آقا ممدعلي

بابام بشم سفته داده سي چل تومن مايه داده ***يه سيستم مشتي مي خوام با speaker و sub ميخوام

hard ش بايد جيگر باشه سي چل گيگا freeباشه ***يه monitore (به دليل تبليغ نام LG رو نمي آرم!)

راستي گرافيکش چي؟ *** چل تا برام بازي بريز windowse ش رو کاري بريز

اگه Xp نباشه خيلي سرعت يواشه!*** Xp خيلي باحاله اصلآ ويروس نداره!

internet هم مي خواستم مي خوام با پول ماستم (موقوف المعاني) *** يه 4 ساعت بگيرم سايت خفن نميرم!

اگر mouse هم نداشتي بگو که ما رو کاشتي! *** ممد آقا با خنده زد تو باسن بنده

گفتش برو بچه جون ميزنم بري آسمون!***گفتم آخه ممد جون چرا هستي پريشون؟

بازم که قاطي کردي مگه چي کارا کردي؟***کامپيترو بده برم پولشو دارم بشت ميدم

تو اين فکرا که بودم يهو از خواب پريدم!***بابام زدش تو گوشم بهم ميگفت روتوشم!!!

زدم با آه و ناله ***داش(داداش) کوچيکو با جاره (جاره اينجا مجاز از جارو است)

آخه تو خوابم نديدم رايانه رو نخريدم ***واي بر من بيچاره خيلي هستم آواره

computer ندارم!!!! به جاش راديو دارم!***5 تا موج رو مي گيره تو internet هم ميره

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 1 خرداد 1386 - 05:29    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

بي تو مهتاب شبي باز از آن کوچه گذشتم ***در پي يک دو ريالي همه جا رفتم و گشتم

دم به دم يکسره فرياد زدم آيا هست ***يک دو ريالي خدمت حضرت عالي؟

ولي هر لحظه جوابي نشنيدم ***خسته ي خسته لب جوي آبي بنشستم

عابري آمد و انداخت دو سکه کف دستم ***و من از کرده ايشان نرميدم نگسستم

نرم و آهسته توي باجه خزيدم ***ولي از گوشي آن هيچ صدايي نشنيدم

يادم افتاد که ديريست که اين باجه خراب است***همچو آينه دق مايه و اسباب عذاب است

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
hasan
مدير"عکاسي"،"شعر"،"طنز"
مدير


عضو شده در: 12 فروردین 1385
پست: 2699
محل سکونت: Yazd blank.gif


امتیاز: 844
دادن امتیاز
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 29 مرداد 1386 - 06:21    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به نام خدا

همان روزي كه فرزندم بشد وارد به دانشگاه// برآمد از درون سينه ام از غصّه وغم آه

بشد دانشجوي آزاد ومن دربند وبيچاره// چرا كه نيك مي دانم هزينه ساز و سرباره

ازاين پس الوداعي بايدم با خنده و شادي// وباهرچه پس اندازوحقوق و پول وآزادي

شروع گرديد دوران رياضت ، سختي و حرمان// هرآن چيزي بنا كردم بشد درلحظه اي ويران

زدم چوب حراج بر فرش و تخت و تي وي رنگي // همه چيزم بشد قرباني اين كار فرهنگي

به خون دل نمودم جور، پول ثبت نام او// حديث و داستان و قصّه بود، موضوع وام او

از آن ترسم كه تا پايان تحصيلات فرزندم// وتاگيرد ليسانس خويش اين دردانه دلبندم

نه سقفي روي سر باشد نه فرشي زير پاي من// به جاي خانه گردد محبس و زندان سراي من

شود او فارغ التحصيل و ساقط گردد از من حال// شود« جاويد» دراو حسرت شغل و زمن هم مال

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
رفتن به صفحه 1, 2  بعدی
صفحه 1 از 2


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
Powered by  MyPagerank.Net
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi | INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.14 ثانیه