آن كس كه مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود كه به شوق من آمده باشد، رهگذري بود روي برگهاي خشك پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود كه من گمان ميكردم ميگويد: دوستت دارم
برای دل از تو بریدن تا دلت بخواهد بهانه دارم! ولی برای بخشیدنت فقط یک دلیل ساده دوستت دارم به قیمت زیر پا گذاشتن یک دنیا بهانه!
ديگران را ببخش نه به اين علت كه آنها لياقت بخشش تو را دارند به اين علت كه تو لياقت آن را داري كه آرامش داشته باشي
براي من سه روز اول خيلي سخت بود باورم نميشد با اون همه ادعا تنهام گذاشته ، تا اينکه تصميم گرفتم ببخشمش . بهش اس ام اس دادم و گفتم بخشيدمت. و الان هيچ احساسي بهش ندارم. نه تنفر نه عشق.
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه : قبلی1, 2, 3, 4, 5, 6
صفحه 6 از 6
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید